محمد حسن خان اعتماد السلطنه

پيشگفتار 14

مرآة البلدان ( فارسى )

علاوه‌ها و تصحيحات به خط نسخ مليح شبيه به ثلث خود آن مرحوم واضحا ديده مىشود و ديگر جزء اعظم سه جلد مطلع الشمس نيز عينا به انشاء و قلم اوست مگر شرح احوال شعراى فارسى و بعضى جزئيات ديگر كه به قلم مرحوم ميرزا محمد حسين فروغى و غير اوست و كذلك جزء اعظم بلكه تمام التدوين فى احوال جبال شروين در تاريخ مازندران و ديگر درر التيجان فى شرح ملوك بنى الاشكان در سه جلد كه از قرارى كه خود مرحوم ميرزا محمد حسين فروغى مىگفت و من شفاها مكررا از او شنيدم و گويا در بعضى از شماره‌هاى روزنامه‌هاى تربيت هم خود آن مرحوم واضحا به اين مطلب آشكارا تصريح كرده و تأليف اين كتاب را به خود نسبت داده است . ولى سه جلد منتظم ناصرى و سه چهار جلد مرآة البلدان تلفيقى است از كتب مختلفهء عربى و فارسى و فرانسه كه به قلم چند نفر از متخصصين اين زبانها در آن عصر است كه از كتب متفرقه جمع شده است » . در دنبالهء اين مطلب ، باز مرحوم قزوينى دربارهء روابط شمس العلما و پدرش عبد الوهاب قزوينى شرحى آورده : « مرحوم شمس العلما با پدر راقم اين سطور عبد الوهاب قزوينى هم مدرسه بودند . يعنى هر دو در مدرسهء مرحوم دوستعلى خان معير الممالك حجره داشتند و آن‌جا تعليم و تعلم مىنمودند و پس از تأسيس ادارهء دار التأليف نامهء دانشوران در حدود 1294 قمرى در تحت نظارت مرحوم شاهزاده عليقلى ميرزا اعتضاد السلطنه هر دو در آن‌جا به عنوان مؤلف پذيرفته شدند و هر دو بدين طريق همكار و همقطار شدند و تا آخر عمر پدر من يعنى تا محرم 1306 قمرى اين همكارى و همقطارى ما بين ايشان برقرار بود و سپس بعد از وفات پدر من در تاريخ مزبور مرحوم شمس العلما - كه چنان‌كه بعدها دانستيم - وصى پدر من بوده مقدار قليلى از شهريه را كه پدر من از ادارهء دار التأليف مىگرفت سعى نموده به اسم من برقرار داشت و با آن مقدار قليل ، والدهء صالحهء ما - كه خدايش جزاى خير دهاد و او را غريق رحمت خود گرداناد - ما را كه دو برادر و يك خواهر بوديم بزرگ گردانيده همه را به حد رشد و تميز رسانيد » . درين شرح مبسوط ، اى نفس اگر به ديدهء تحقيق بنگرى ، نكته‌ها خواهى يافت از « ظلم » و « جهل » آدمى :